اصطلاح غرانیق (Satanic Verses;Intercession) در ادبیات اسلامی اشاره به داستانی دارد که عده‌ای معتقدند در حین ابلاغ وحی توسط پیامبر اسلام رخ داده‌است.به گفته لغت‌نامه دهخدا داستان غرانیق از داستان‌هائی است که از طرف مخالفین اسلام ساخته شده‌است[۱] و به تفسير بهاءالدین خرمشاهی ماجرایی است علیه قرآن و اصالت وحی[۲]. این داستان در تاریخ طبری،[۳] تفسیر طبری،[۴] طبقات ابن سعد[۵] و اسباب التنزیل واقدی با سندهای مفرد نقل شده‌است.[۶] مورخین مسلمان به طور عموم (به دلایل مختلف) این ماجرا را داستان پردازی دانسته‌اند. سه مستشرق به نام‌های ویلیام موئر، ویلیام مونتگمری وات[۷] و ماکسیم رودنسن این داستان را پذیرفته‌اند. [۸] پیش از اینها تئودور نولدکه نیز اشارتی به ماجرا داشته است.[۹]

سلمان رشدی در کتاب جنجالی خود بنام آیات شیطانی بهمین آیات اشاره نموده است. دائرة‌المعارف قرآنی لایدن[۱۰] داستان رشدی در کتابش را برخلاف مبنای روایی در برخی منابع اسلامی میداند. نویسنده مقاله لایدن، بیشتر سندهای داستان مشهور به غرانیق را منتهی به تابعین و گاه به برخی از صحابه میداند که از لحاظ زمان بندی نمیتوان به جمع بندی دقیقی رسید جزآنکه داستان را ابداعی پدید آمده در زمانی در نیمه اول قرن دوم هجری (هشتم میلادی) می‌شمارد.[۶]

معنای لغوی

غرانیق، جمع غرنوق یا غرنیق است. غرنوق به معنای مرغ آبی است که گردن بلندی دارد و سپید یا سیاهرنگ است، به معنای جوان سپید زیباروی نیز به کار رفته‌است. برخی غرنوق را لک‏لک، بوتیمار (غم خورک) نیز معنا کرده‏اند.[۱۱] اعراب جاهلی گمان میداشتند که بت‏ها، مانند پرندگان، به آسمان عروج میکنند و برای پرستندگان خود شفاعت مینمایند.[۱۲][۱۳]

داستان

این داستان برای بار اول در تفسیر طبری آمده‌است و مطابق با آن چنین است: محمد روزی در نزدیکی کعبه سورهٔ نجم را بر جمعی از قریش برمی‌خواند. در این سوره (آیه‌های ۱۹ و ۲۰) اشاره‌ای به سه بت معروف تازیان جاهلیت (لات عزی و منات) هست. باورمندان به غرانیق می‌گویند محمد دو آیهٔ دیگر در ادامهٔ این دو آیه برخوانده‌است که بعدها به عنوان اینکه این آیه‌ها را شیطان بر زبان محمد جاری ساخته‌است و محمد از ابراز آن پشیمان شده‌است از متن قرآن حذف شده‌است. متن تازی دو آیهٔ ادعا شده چنین است:

«تلك غرانيق العلي. فسوف شفاعتهن لترجي» ترجمانی آن به پارسی ایدون است: «ایشان مرغان بلندپروازند که بر شفاعتشان اومید می‌رود». نام ماجرا از همین واژهٔ غرانیق که در متن تازی به دیده آید گرفته شده‌است. ادامهٔ ماجرا ایدون است که سرانجام محمد آیهٔ سجده را برخواند و مسلمانان و نامسلمانان به سجده اندر شدند. این رفتارها و گفتارها نوعی سازش با نامسلمانان تلقی می‌شد.

به عقيده مهاجرانی ماجرای غرانیق مسلمانان را گران تواند آمدن زیرا به اصل عصمت که ایشان بدان باور می‌دارند خدشه وارد می‌آید. کار تا بدانجا پیش رفته‌است که عده‌ای چنین «قصه»ای را سم مهلک می‌دانند. [۱۴]

در بعضی تفسیرها شأن نزول آیهٔ۵۲ سورهٔ حج را همین ماجرای غرانیق دانسته‌اند. در این آیه گفته می‌شود که پیغامبری پیش از تو [محمد] نفرستادیم جز آنکه چون برخواند شیطان به وی القائاتی کرد و خدا آن القائات را باطل کرد. و این را از بابت پشیمانی سترگی که محمد از برخواندن آن دو جمله احساس می‌کرده‌است، دانسته‌اند.

برخورد مسلمانان با ماجرای غرانیق که در بعضی کتاب‌های تفسیر آمده‌است (و در کتب تاریخی قدیمی‌تر نظیر تاریخ ابن اسحاق (متوفای ۱۵۰) و بخاری (متوفای ۲۵۶) هیچ‏گونه اشاره‏ای به این ماجرا نشده) چندگونه‌است. عده‌ای با توجه به این ماجرا (و پذیرفتن تلویحی یا نسبی آن و مواردی دیگر «عصمت» را تنها در ابلاغ رسالت دانسته‌اند. شیعه منکر این داستان است[۱۵] از نظر ایشان این «قصه» به دلایل «تاریخی» و «عقلی» جعلی است. از جمله آیهٔ ۵۲ سورهٔ حج را که در بالا گفته آمد آیه‌ای مدنی می‌دانند.

پانویس

  1. لغت‌نامه دهخدا
  2. بهاءالدین خرمشاهی، ۱۵۰۵
  3. تاریخ الامم و الملوک، ج۲/۲۲۷-۲۲۶
  4. ترجمه تفسیر طبری، جلد۷/۱۷۷۱-۱۷۶۹
  5. طبقات ابن سعد ترجمه مهدوی، ج۱/۲۰۲-۲۰۳
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ دائرة‌المعارف قرآنی لایدن؛ مقاله «حدیث و قرآن» (Hadith and the Quran) نوشته: جوین بویل (Juynbool)؛ ترجمه در دوفصلنامه قرآن و مستشرقان،‍ شماره۳
  7. W. Montgomery Watt
  8. Malise Ruthven, p:39
  9. Theodor Noldeke, p:100-101
  10. Quran Encyclopedia of Leiden
  11. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح، ص ۱۵۳۷
  12. ابن الاثیر، النهایه، ج ۳، ص ۳۶۴
  13. الطریحی، مجمع البحرین، مکتبْ المرتضویه، ج ۵، ص ۲۲۲
  14. مهاجرانی ۶۵
  15. تفسیر نمونه، زیل آیات ۱۹ و ۲۰ سوره نجم.