داستان تکان دهنده حبیب را خیلی‌ها نمی‌دانند. جوانی که پاک زندگی نکرد اما پاک مرد! کارهای خوبی در زندگیش نکرد ولی در 84 روز پایان زندگیش همه را جبران کرد!

حبیب محبوس بود، با حکم اعدام! نمی‌دانم چه نیرویی باعث می‌شود کسی که تا چند روز دیگر اعدام می‌شود تصمیم به ترک کردن بگیرد (در زندان هم مواد بسیار زیادی وجود دارد) ولی در هر صورت این تصمیم را می‌گیرد و درد جانکاه سمزدایی را قبل از درد طناب دار به جان می‌خرد؛ بعد از 84 روز، شبی که فردا قرار بوده اعدامش کنند، نامه‌ای به مجله “پیام بهبودی” ـ که نشریه داخلی انجمن معتادان گمنام ایران است ـ می‌فرستد و ابراز خوشنودی می‌کند که پاک است و پاک خواهد مرد و دیگر معتادان را به پاکی دعوت می‌کند.

این نامه در نسخه بهار 1385 مجله با سر و صدای زیاد چاپ می‌شود و همه را متاثر می‌کند. پس از مدتی نشریه بین‌المللی

دفتر خدمات جهانی انجمن معتادان گمنام (NA Way) که به زبانهای مختلف هم ترجمه می‌شود این نامه را چاپ کرد و تمام اعضای این انجمن در سراسر دنیا با حبیب  آشنا شدند.

روز ها و ماهها گذشت و سیل نامه‌ها به سوی NA Way جاری شد و همه خواستار خبر از حبیب شدند همه می‌گفتند سر حبیب چه آمد؛ تا اینکه بالاخره مجله Na Way در یکی از شماره‌هایش به اطلاع همه رسانده بود که

“با تشکر از همه خوانندگان محترم! حبیب کشته شد!”

حالا تمام اعضای NA دنیا ایران را با نام حبیب می‌شناسند؛ جوانی که پاک زندگی نکرد اما پاک مرد!