اصل این مطلب را در اینجا خوانده بودم و تصمیم داشتم آن را به فارسی منتشر کنم و امروز این فرصت را یافتم. این مقاله بیشتر برای وبلاگ نویسان و کسانی که قصد شروع وبلاگ نویسی دارند مفید است.
اجازه بدهید ابتدا برای کسانی که با قواعد شطرنج آشنا نیستند توضیح کوچکی بدهم. هر بازیکن هشت مهرهی سرباز دارد. سرباز ضعیف ترین مهرهی شطرنج است و فقط میتواند رو به جلو حرکت کند. دو خانه به جلو در اولین جابجایی در طول بازی و یک خانه در حرکت های بعدی. سرباز نمیتواند مهره های روبروی خود را بزند بلکه فقط میتواند مهره هایی که در پهلو هایش واقع شدهاند را بزند. (عکس توضیحی)
خوب حالا سرباز شطرنج چه شباهتی به یک وبلاگ نویس دارد؟
اول کار تعداد آنها زیاد است و همه مثل هم دیده میشوند.
اینکه وبلاگ شما وبلاگ متفاوتی شود کار سختی است چون ابتدای کار وبلاگ های هم سطح شما خیلی زیاد هستند. درست مثل سرباز ها! شما باید این حقیقت را بپذیرید و با کوشش و تلاش خود را از دیگران متمایز کنید.
همیشه یک سرباز باید بازی را شروع کند.
به جز حرکت دادن اسب در ابتدای بازی (که میتواند از روی مهره های جلویی بپرد) بازیکن مجبور است بازی را با یک سرباز شروع کند که معمولآ بهتر از حرکت دادن اسب ها است.
اگر شما یک شخصیت معروف باشید میتوانید از شهرت و قدرت خود استفاده کنید تا مثل مهرهی اسب از سایر رقبا خیلی زود جلو بزنید در غیر این صورت نمیتوانید از روی کسی بپرید بلکه باید با صبر و استراتژی آنها را پشت سر بگذارید. این یعنی اکثر افراد مثل یک سرباز ضعیف از صفر شروع میکنند و هر آن چه بعدآ به دست میآورند نتیجهی تلاش و کوشش آنها است.
اول کار میتوانند دو خانه به جلو بپرند.
هر سرباز میتواند اولین حرکت خود (یعنی همان ابتدای بازی) دو خانه به جلو حرکت کند ولی در حرکت های بعدی فقط یک خانه.
روز های اول وبلاگ نویسی را به خاطر دارید؟ ذوق خاصی در وجود شما باعث میشود وقت زیادی روی وبلاگتان صرف کنید ، تمام نظرات را پاسخ دهید و همه چیز را به دقت بررسی کنید. اما به مرور زمان میبینید امکان اینکه همیشه این قدر وقت صرف وبلاگ کنید را ندارید و کم کم ذوق شما فروکش میکند. پس به خاطر داشته باشید در همان ماه های اول میخ خود را محکم بکوبید!
اکثر آنها از بازی حذف میشوند.
بیشتر سرباز ها در میانهی بازی توسط مهره های قوی تر حذف میشوند. سرباز ها با سایر مهره ها درگیر میشوند ولی همه چیز در نهایت به شاه ختم میشود.
با گذشت زمان و فروکش کردن ذوق اولیه خیلی از وبلاگ نویس ها به دلایل مختلف مثل وقت گیر بودن در عین بی درآمد بودن ، نداشتن مطلب خوب برای انتشار و… دست از این کار میکشند و فقط آنهایی در میدان باقی میمانند که حرفی برای گفتن دارند.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید. |